دخترک-معلم-روز- داخلی- مدرسه

زانوهایش را خم کرد. به #بهانه ی وارفتگی ... سوالها را یک به یک #جواب میداد و تحسین میشد.

هنوز #چشمش به زانویش بود.

احسنت میتونی بشینی!

نشست.عرق #پیشانیش را پاک کرد. دستش را روی زانویش گذاشت.تاروپود های #زانوی شلوارش 

اززیر #مانتو خودنمایی میکرد.

دستش را داخل نیمکت برد و به #چادرش کشید...یک چادر براق و اتوکشیده.

حالا دیگر وقت رفت و امد از مدرسه زیر همان #چادرِ نو که مادر برایش خریده بود زانویِ شلوارش را پنهان میکرد.

"ماهبان (اناربانو)"{-35-}{-35-}{-35-}

/ 1 نظر / 6 بازدید
جوان شیعه

سلام اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم (( استغفرالله ربي و اتوب اليه)) با مطلب جدید شهر الله اصم به روزم التماس دعا [گل][گل]