دلی به وسعت آســـمان شبــــ...

 

sihCfNfX_437.jpg

 

 

داییش تلفن زد و گفت:

حسین تیکه و پاره رو تخت بیمارستان افتاده، شما همینطور نشستین!؟

گفتم: نه، خودش تماس گرفته و گفته دستش یه خراش کوچیک برداشته، پانسمان میکنه میاد!!!

گفت: چی رو پانسمان میکنه؟! میگم دستش قطع شده!

همون شب رفتیم بیمارستان یزد. به دستش نگاه کردم و گفتم: این یه خراش کوچیکه؟!

خندید و گفت: دستم قطع شده، سرم که قطع نشده!{-35-}{-35-}{-35-}

 

/ 4 نظر / 10 بازدید
میثم

امام خامنه ای{مد ظله} عصبانیت دشمن را باید با اقتدار ملی جبران کرد,نه با دادن امتیاز..برخی از آقایان که دم از سازش و آشتی میزنند حواسشان باشد سر خون شهدا نمیشود معامله کرد...

حسین

سلام وبلاگ خوبی داشتید اگر مایل باشید باهم تبادل لینک کنیم

علــــــــــــی

[گریه][گریه]الهیییییییییییییی قربونش [گریه][گریه] سلام دست گلتون درد نکنه خیلی زیبا بود اونها سر هم دادند هم دست و پا دادند تا ماها که هستیم در برابر دشمن سر خم نکیم و قرص و استوار بمانیم توفیق یارتان و اجرشان با خدا[گل][لبخند]

حسین

باسلام همسنگر عزیز لطفا ادرس وبلاگ ما را عوض کنید باتشکر ادرس قبلی:http://wilayah-hj.blogfa.com ادرس جدید:http://velayat135.blogfa.com نام وبلاگ:ولایت (سید علی خامنه ای)