جوونچه
 
جوانان قشرمهم جامعه هستند . (مقام معظم رهبری)

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِيِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَيهِ و عَلي آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِي کُلِّ سَاعَهٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا

 

 

معلم با دفتر  وارد شد. پچ پچ ها و دعاخواندن زیر لب شروع شد. ردیف اول  بود که 
قلبش تاپ تاپ میزد. میدانست هزار بار هم که درس جواب بدهد باز  ول کنش نیست.

خب ؛ هرکی خونده بیادپایین .هرکی هم نیاد !


اول از هه ازجایش  شد. تکیه داد به تخته سیاه.کنارش چند نفر دیگر هم بودند. روبرویش امــــا...

ادامه ی مطلبــــ...


زانوهایش را خم کرد. به  ی وارفتگی ... سوالها را یک به یک  میداد و تحسین میشد.

هنوز  به زانویش بود.

احسنت میتونی بشینی!

نشست.عرق  را پاک کرد. دستش را روی زانویش گذاشت.تاروپود های  شلوارش 

اززیر  خودنمایی میکرد.

دستش را داخل نیمکت برد و به  کشید...یک چادر براق و اتوکشیده.

حالا دیگر وقت رفت و امد از مدرسه زیر همان  نو که مادر برایش خریده بود زانویِ شلوارش را پنهان میکرد.

"ماهبان (اناربانو)"{-35-}{-35-}{-35-}


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳٩۳/٢/۸ توسط روژینافراهانی راد

لوگوي دوستان
لينک دوستان
تمامي حقوق اين وبلاگ براي جوونچه محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.