جوونچه
 
جوانان قشرمهم جامعه هستند . (مقام معظم رهبری)

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِيِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَيهِ و عَلي آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِي کُلِّ سَاعَهٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا

اگرچه بسیج در متن دفاع مقدس موجودیت پیدا کرد، اما با اتمام دفاع مقدس، موجودیت او  پایان نیافت؛ بلکه تکامل پیدا کرد. لذا نمی توان امروز از بسیج سخن به میان آورد و از نقش او در دفاع مقدس یاد نکرد.

چه چیز باعث تشکیل یک مجموعه انسانی به نام بسیج و برای حضور در جبهه های نبرد حق علیه باطل شد؟ چه چیز پیر و جوان را گرد هم آورد تا اسلحه در دست بگیرند و مقابل دشمن متجاوز بایستند؟ جواب این سؤال، جواب بسیاری از کج فهمی ها و شبهاتی است که امروز با آن روبرو هستیم.

بسیجی کسی است که آرمان ها و ارزش هایش، آنچنان در وجودش عظمت پیدا کرده، که برای رسیدن به آن آرمان ها و پاسداری از آن ارزش ها، سر از پا نمی شناسد و همه هستی اش را با عزت و افتخار، برای تحقق آن آرمان ها و حفظ آن ارزش ها، فدا می کند. بسیجی نمی تواند به خود بیاندیشد. بسیجی نمی تواند در شهربازی دنیا، سرگرم لذت های زودگذر شود. بسیجی سعادت را در دستیابی به آرمان ها و حفظ ارزش هایش، و یا فدا شدن در راه آن می بیند. بسیجی در این راه، مرد میدان های سخت است.

بسیجی عاقل و هوشیار است. پایش را جای پای رهبر خود می گذارد. بسیجی وظیفه شناس و مسئولیت شناس است. زمان و مکان و روش درست هر کار را به خوبی می شناسد. او هرگز پا از گلیم خود درازتر نمی کند و برای رسیدن به اهدافش، به هر وسیله ای متوسل نمی شود. او بی گدار به آب نمی زند. حساب شده و دقیق عمل می کند. بسیجی حدود و مرزها را می شناسد و از آن تجاوز نمی کند. بسیجی تیرش را در تاریکی رها نمی کند.

این، فکر اصلی و مسلط بر بسیج، و روح حاکم بر اوست.

این شد که با فرمان امام عزیز و بزرگوار، بسیج تشکیل شد و انقلاب اسلامی را از خطر تجاوز دشمن(های) بیگانه نجات داد. ایران پر از بسیجی بود و این بسیجی ها، تنها همان گوشه چشم امام (ره) را می خواستند تا سازماندهی شوند و در خدمت انقلاب اسلامی ایران قرار بگیرند.

بنابراین، با پایان یافتن دفاع مقدس، موجودیت بسیج، نه تنها زیر سؤال نرفت، بلکه روز به روز استحکام بیشتری پیدا کرد. زیرا حفظ پیروزی، از پیروزی دشوارتر بود. به همین دلیل، بسیج مأموریت جدیدی پیدا کرد.

تا آن روز، ثابت شده بود، مادامی که توده های مردم، گرد شمع فروزان ولایت فقیه، پروانه وار می گردند، هیچ چیز نمی تواند به انقلاب اسلامی ایران، لطمه ای وارد کند و گواه این مسئله، خون های پاک شهدا بود که صحراهای جبهه ها را دشت شقایق کرده بود. انقلاب اسلامی ایران، امتحان سختی را با موفقیت پشت سر گذاشته بود و درس های بزرگی گرفته بود. درس بزرگ دفاع مقدس، لزوم پیروی از ولایت مطلقه فقیه، برای اعتلای انقلاب اسلامی ایران، و سعادت دنیوی و اخروی آحاد مردم بود.

کارکرد بسیج پس از دوران دفاع مقدس، تغییر پیدا کرد. انقلاب اسلامی ایران تثبیت شده بود و فرصت تازه ای برای رشد و تعالی پیدا کرده بود. بنابراین باید گفتمان جدیدی بر کشور حاکم می شد تا همه ظرفیت ها، در مسیر رو به جلوی انقلاب اسلامی به کار گرفته شود.

اکنون بسیج موظف بود، ضامن صحت و سلامت حرکت انقلاب اسلامی ایران در مسیر و رشد و تعالی و حرکت به سمت تحقق آرمان ها و ارزش ها باشد. نقشی که ایفا می کرد، عبارت بود از تبیین و ترویج گفتمان انقلاب اسلامی، حرکت در راستای تحقق آرمان ها و پاسداری از ارزش ها. اما باید در این راه، درس بزرگی را که از دفاع مقدس گرفته بود، همواره با خود مرور می کرد و در هر قدمی که بر می داشت، آن را پیاده می کرد.

در طول سال هایی که بسیج به ایفای این نقش می پرداخت، خط مشی های گوناگونی در پیش گرفته شد. در برحه ای از زمان، سازندگی، در برحه ای از زمان، آمادگی نظامی، در برحه ای از زمان، فعالیت های فرهنگی، در برحه ای از زمان، فعالیت های علمی، و غیره. اما نقش اصلی او هیچ گاه تغییر نکرد.

بسیج یک نهاد دولتی و یا یک نهاد نظامی و امثال آن نیست. بسیج مجموعه ای انسانی با چارچوب ها و ضوابط خاص است که در شرایط مختلف، کارکردهای مختلفی پیدا می کند. اما باید دید که این شرایط گوناگون چطور شناسایی و تحلیل و بر اساس آن، این کارکردها، چطور تبیین می شوند؟ درس بزرگی را که از دفاع مقدس آموخته بودیم، به یاد بیاوریم: "چون پروانه، گرد شمع فروزان ولایت مطلقه فقیه گشتن، و در این راه، سوختن و دم نزدن".

در جامعه اسلامی عصر غیبت، هدایت مردم، به ابزاری علاوه برامر و نهی نیاز دارد. ولی فقیه، به عنوان رهبر جامعه اسلامی عصر غیبت، به یارانی نیاز دارد که ابزار او برای اعمال هدایت و رهبری در جامعه باشند؛ همان طور که معصومین (علیهم السلام) برای در دست گرفتن زمام امور جامعه اسلامی، همواره به وجود یارانی با ویژگی های خاص در بین توده های مردم نیاز داشتند، و مادامی که این نیاز برآورده نشد، از به دست گرفتن حکومت - در حالی که امکان آن وجود داشت - خودداری کردند. در جامعه اسلامی ایران، بسیجی ها، آن یارانی هستند که رهبری با تکیه بر حضور آنها، جامعه را در مسیر رشد و تعالی، هدایت و رهبری می کند و بسیج، مجموعه سازماندهی شده این یاران است.

با این تفاسیر، هر کس که در مسیر رشد و تعالی جامعه اسلامی ایران، کارگزار ولی فقیه و تکیه گاه او و مایه اطمینان و آرامش او می شود، بسیجی است و مجموعه سازماندهی شده این افراد، بسیج را تشکیل می دهد. اما آنجا که بسیجی، این اصل مهم را فراموش کرد و حلقه اتصال خود را با ولی فقیه از دست داد، آسیب دید و آسیب زد و از مسیر خود خارج شد و بسیجی بودنش را، و بسیج را، با همه ابعاد نورانی اش، زیر سؤال برد.

مادامی که بسیج، ابزار اعمال هدایت و رهبری، از سوی ولی فقیه، "در بین توده های مردم" قرار نگیرد، اعمال هدایت و رهبری از سوی ولی فقیه، با امر و نهی و "در طبقه حاکمیت جامعه"، نمی تواند حلال مسائل و مشکلات جامعه باشد. بنابراین، کوچکترین انحراف از مسیر ولی فقیه در گفتار و کردار یک بسیجی، و یا در حرکت بسیج، به عنوان مجموعه سازمان یافته بسیجی ها، در حقیقت، سنگ اندازی مقابل پای رهبری جامعه تلقی می شود و این، با اصول اساسی "بسیجی" بودن و "بسیج" بودن در تضاد و تناقض است.

«والأمر إلی الله»


نوشته شده توسط 

لوگوي دوستان
لينک دوستان
تمامي حقوق اين وبلاگ براي جوونچه محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.